محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
40
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
« مهلت انجام حكميت تا پايان ماه رمضان تعيين شد و در صورتى كه طرفين حكميت تشخيص دهند ، قابل تمديد شمرده شد و محل انجام حكميت در مرز بين كوفه و شام تعيين شد . » « 1 » گروهى نسبت به تعيين مهلت از سوى امام عليه السّلام اعتراض كردند . امام عليه السّلام پاسخ داد : هدف من از تعيين مدت آن است كه شخص ناآگاه به پرسش و كنكاش پردازد تا بتواند بين راستگو و دروغگو تفاوت نهاده و شخص آگاه نيز در يقين و اطمينان خود استوارتر گردد . همچنين در اين مدت اميد مىرود كه ستمگر از سركشى خود بازگردد ؛ هر چند اين اميد اندك باشد . ( و لا تؤخذ بأكظامها ) « هاء » در اينجا به « أمة » بازمىگردد ؛ يعنى از جمله سودهاى آتشبس اين است كه امت اندكى استراحت مىكند و از اشتغال به نبرد آسوده مىشود و شايد در اين مدت نابكاران به راه آيند . ( فتعجل عن تبيّن الحقّ و تنقاد لأوّل الغيّ ) اگر امام عليه السّلام شتابزده آتشبس را نمىپذيرفت ، در نتيجه راه بازگشت خطاكاران بسته مىشد و درواقع امام عليه السّلام پيرامون خود را ديوار محكمى كشيده و گره كار را با زيركى و تدبير نگشوده و فرصتى در اختيار آنها نگذاشته تا بدى ، خود به واسطه خوبى پالايش و زدوده شود . ( إنّ أفضل النّاس عند اللّه من كان العمل بالحقّ أحبّ إليه و إن نقصه و كرثه من الباطل و إن جرّ إليه فائدة و زاده ) كسى كه از حق پيروى كند نزد خداوند عزيز است ؛ گرچه دنيايش تباه شود و سختىها و ناگوارىها بر او فرود آيد . او هرگز از باطل پيروى نمىكند ؛ هرچند به افزايش ثروت و مقام او بيانجامد . « ايمان آن است
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 234 : 2 / 191 ؛ ينابيع المودة : 2 / 19 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 152 ؛ وقعة صفين : 504 - 506 ؛ تاريخ طبرى : 4 / 38 - 39 ؛ الكامل في التاريخ : 3 / 321 .